معين الدين نطنزى
9
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
كرمانيان مدد كرد و بعد از قلع و قمع اعادى بر تخت كرمان نشست . چون امور آن مملكت تا مدّت چهل روز برحسب دلخواه خود ضبط نمود ، برادر خود نظام الدّين [ محمود ] را در آنجا بگذاشت و خود به شبانكاره مراجعت كرد . بعد از يك سال لشكر غوز نظام الدّين را [ از كرمان ] اخراج كردند . قطب الدين مبارز به آخر عمر در فرگ اقامت كرد . براق حاجب از كرمان با دوازده هزار سوار به شبانكاره آمد . قطب الدّين مبارز با چهار هزار سوار و پياده او را بشكست و تا در كرمان براند ، بعد از آنكه از جانب عمزادهء او عماد الدين منوچهر سفهسالار از اصفهان يك هزار سوار و پياده به مدد او رسيده بود به استقلال سى سال حكومت كرد ؛ به سنهء اربع و عشرين و ستّ مايه ( 624 ه / 1227 م ) وفات يافت و تخت حكومت را به فرزند خود مظفر الدّين محمّد بن مبارز به يادگار گذاشت . [ مظفر الدّين محمّد ] او به حكم ولايت عهد قايممقام شد و دارالامان بدره را تختگاه كرد . برادرش معزّ الدّين عبد الرّحمن صندوق پدر به خوشناباد برد ؛ چون مراجعت كرد مظفر الدّين او را در قلعه نگذاشت ؛ معز الدين عبد الرحمن به اتابك ابو بكر بن سعد بن زنگى ملتجى شد . بعد از آنكه چندگاه در حبالهء عنايت او بود عاقبت به افساد مفسدان هم در دست اتابك به قتل آمد . و مظفر الدين بىمنازعى در شبانكاره متمكن شد . اكثر مجالس او با فضلا و علما بودى . شعار پسنديده و اخلاق حميده داشت و به انواع فضايل موسوم بود ، و اين يك رباعى از نتايج افكار او است : رباعى گر از پى لذت و هوا خواهى شد * از من بشنو كه بينوا خواهى شد بنگر ز كجائى به چه كار آمدهاى * وين لحظه چه مىكنى كجا خواهى شد در زمان او دارابجرد [ دارابگرد ] داخل شيراز بود ؛ او استخلاص كرد . و پيوسته لشكر به سر اتابك ابو بكر مىبرد و مظفر مىشد . اكثر بقاع خير كه در شبانكاره است او انشا كرده . به هيچ نوع ظالمان را محابا نمىكرد و به جهت اندك ظلمى عمال خود